روز 0

این جای دلم درد نمی کنه ،تیرم نمی کشه ،میدونی دیگه عادت کردم به اینکه بتونم خیلی چیزا رو تحمّل کنم و درد رو حس نکنم و حرفی نزنم ..

جمعه دوم فصل پاییز ، می نویسم برای خودم و ؟

همه روزا برای من دارن میشن روز 0 م که باید دوباره همه چیو شروع کنم . گاهی خسته میشم از تکرّر لحظه ها ،روزا و تکرار خودم ...

میدونم که روزام داره واسم علامت ؟ میشه .

تا میام به هدفام برسم و جونی بگیرن واس رسیدن یه مانعی پیش میاد که خودمم توی این سوال موندم

بی انگیزه نیستم ،بی هدف نیستم ،بی عرضه م نیستم ،بی تلاشم نیستم ، امّا نمی دونم و نمی فهمم چرا هیچ چیزم جور نمیشه .

عاشق یکی میشم میام بهش ثابت کنم ... نمیشه

کارامو با انرژی استارت می زنم .... گند زده میشه توش

به هدفام فکر می کنم ...... باد هوا میشه میره

و ... و .. و

یاد بگیرم باید که دیگه پی هیچی باشم :/

حرف زیاد دارم . حالشو ندارم . منفی فکر نیستم ولی وقتی با هیچی روبرو میشی فکرات خودبخود قفل میشن ...

یک عدد دوست واقعی لطفن ..




/ 1 نظر / 9 بازدید
rezashahpasand1352

سلام راه حل در خودشناسی است . یعنی پی بردن به علاقه ها و توانایی ها و شناخت نقاط قوت و ضعف . سپس با شناخت انتخاب کردن . انتخاب همه چی دوست ، شغل و... موفق باشید